الفيض الكاشاني
73
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
برى مىباشد كه اين عالم را خداوند سبحانه تعالى از نور خويش آفريده است دوم عالم خيالى مثالى كه بنام ملكوت اسفل ناميده مىشود عالم اشباح و برزخ و عالم نفوس است اين عالم نيز از مواد خالى است و تنها صور اشخاص و اجسام در آن است اين عالم را پروردگار از نور عقل آفريده است « 1 » و « 2 » . سوم عالم حسّى كه بنامهاى عالم ملك ، عالم كون و فساد ، عالم اجسام و دنيا خوانده مىشود اين عالم است كه با مواد و صور مقارن و محلّ قوّه و استعداد و تقابل و تضادّ است اين عالم را آفريدگار عزّ ذكره از هيولى اولى كه به آب تشبيه شده خلق فرموده و آن آب سايهء نفس است بدان معنا كه چون هيولى در طول و عرض و عمق حركت كرد از آن جسم مطلق پديد آمد و سپس از جسم مطلق آسمانها و زمينها با صور و طبايع خودشان ايجاد شد پس از آن افلاك چون اركان داير گرديد و بعضى با بعضى آميزش حاصل كرد و از آن اختلاط مولّدات كائنات از معادن و نباتات و حيوانات بوجود آمد و شايد اشارهء مرموز در حديث نبوى ( ص ) اشاره به بعض اين معانى باشد كه فرمود : اول ما خلق اللّه جوهرة فنظر اليها به عين الهيّه پس اجزاء آن ذوب گرديد و تبديل به آب شد و آب به حركت درآمد و در روى آن كفى حاصل شد و از آن كف بخار متصاعد گرديد پس آسمانها از آن بخار خلق شد . . . در معنى عرش عرش عبارت از جميع آفريدگان است عالم روحانيات در جانب راست عرش عالم جسمانيات در جانب چپ عرش قرار دارد . « در معنى شخص جوهرى » و حركت جوهريه ثابت است كه تشخيص هر چيز بوجود او بستگى دارد و اعراضى چون زمان ، وضع ، كم ، اين و ديگر عوارض از لوازم آن شخص وجوديست و هر شخص جسمانى شامل تبديل همان عوارض است ، امّا تبدّل اعراض تابع تبدّل وجود است و يا عينا بوجهى مانند آن زيرا تبدّل در وجود طبيعى جسمانى است كه در ذات به آن حمل مىشود و آن جوهر متّصل وضعى متكمّم زمانى و متحيّز در ذات اوست چون هر تبدّل وضعى و زمانى و آينى و كمّى شخص بهواسطه
--> ( 1 ) - اين تعريف تقريبا معادل مثل افلاطونى است . ( 2 ) - قره العيون فى اعزّ الفنون يكى از تاليفات اخلاقى عرفانى فيض است كه بطبع نرسيده است .